خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

چند شعر کوتاه-ابوالقاسم کریمی-قسمت چهارم

چند شعر کوتاه-ابوالقاسم کریمی-قسمت چهارم

به سرعت ، می میرندهمچون حباب،آرزوی های ما***مرا ببوس ،تا غمفراموشم کند***و اینک شهادت میدهم،آزادی رابه زلف دراز توگره زده اند.***آشیانه امشانه های توست،وَ من کبوتری هست...

نظر ۰ بازدید ۲
شعر شماره 123/ابوالقاسم کریمی

شعر شماره 123/ابوالقاسم کریمی

بَربَر وارجنگل را فتح میکنندُدر شادی های بی رحم خویشانقراض را می رقصندآنانسرچشمه مرگندُقلبشان پناهگاه ترسو من در شگفتم که چرازاییدنشان راتاریخ،تکرار میکند**********اب...

نظر ۰ بازدید ۶
شعر شماره 124/ابوالقاسم کریمی

شعر شماره 124/ابوالقاسم کریمی

آنانکه پرنده صلح را ،به قلب حصار تبعید کردند .از سنگ ریزه های معبدی ویرانخدایی ساختند ،به نام سرنوشت .****ابوالقاسم کریمیتهران-ورامین

نظر ۰ بازدید ۵
شعر شماره 123/ابوالقاسم کریمی

شعر شماره 123/ابوالقاسم کریمی

بَربَر وارجنگل را فتح میکنندُدر شادی های بی رحم خویشانقراض را می رقصند آنانسرچشمه مرگندُقلبشان پناهگاه ترس و من در شگفتم که چرازاییدنشان راتاریخ،تکرار میکند **********...

نظر ۰ بازدید ۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده:بهترین هدیه

گردآوری داستان کوتاه آموزنده:بهترین هدیه

مادر بزرگم این چند سال آخر عمرش را در خانه ما زندگی می کرد. مخصوصا که می دانست پدر و مادرم تا شب سر کارند و من تنها هستم.در حقیقت او بود که مرا بزرگ و به همین خاطر همه می ...

نظر ۰ بازدید ۲۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد: این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گل...

نظر ۰ بازدید ۱۸۱
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

به دوستم گفتم: من چشم رو هم میذارم و تو برو قایم شو.چشم گذاشتم و تا 30 شمردم، بعد هم دنبالش گشتم ولی اثری از او نبود.انگار آب شده بود رفته بود داخل زمین.بعد ها فهمیدم آن ق...

نظر ۰ بازدید ۱۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

یك بنده خدایی، كنار اقیانوس قدم می زد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه می كرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت: خدایا! می شود تنها آرزوى مرا بر آ...

نظر ۰ بازدید ۲۰
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

حکایت می‌کنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد. سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: این سبد گردو را هدیه ...

نظر ۰ بازدید ۲۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

هوای راهرو دادگاه گرفته و خفه بود. چهره غضبناک پیرمرد در هم گره خورده بود و پسر مدام با التماس می گفت: آقا غلط کردم، تو رو به خدا مرا ببخشید ...پیرمرد با غیظ پسر را نگاه ک...

نظر ۰ بازدید ۲۰
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشنهاد یک معامله کرد و گفت: اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد.دخترک از شنیدن این حرف به ...

نظر ۰ بازدید ۱۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

دانه‌ كوچك‌ بود و كسی‌ او را نمی‌دید...سال‌های‌ سال‌ گذشته‌ بود و او هنوز همان‌ دانه‌ كوچك‌ بود.دانه‌ دلش‌ می‌خواست‌ به‌ چشم‌ بیاید اما نمی‌دانست‌ چگونه.گا...

نظر ۰ بازدید ۱۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میانچادری زیبا که طناب هایش به میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.گدا وقتی اینها را دید فریاد ک...

نظر ۰ بازدید ۲۵۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

دزدی وارد خانه یکی از ثروتمندان شد و به اتاقی که گاو صندوق در آن بود رفت. ناگهان چشمش به پلاکی افتاد که روی آن نوشته بود: دسته کوچکی را که کنار صندوق جنب جا کلیدی وجود د...

نظر ۰ بازدید ۲۰
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

درویشی را ضرورتی پیش آمد . کسی گفت: فلان، نعمتی دارد بی قیاس. اگر به سر حاجت تو واقف گردد، همانا که در قضای آن توقف روا ندارد.گفت: من او را ندانم.گفت: منت رهبری کنم. دستش گ...

نظر ۰ بازدید ۲۰
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

درویشی خواجه ای را گفت: اگر من بر در سرای تو بمیرم با من چه می کنی؟گفت: ترا کفن کنم و به گور بسپارم.درویش گفت: امروز زندگی مرا پیراهنی پوشان و چون بمیرم بی کفن برخاک بسپا...

نظر ۰ بازدید ۱۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.این آزمای...

نظر ۰ بازدید ۱۸
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میانچادری زیبا که طناب هایش به میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.گدا وقتی اینها را دید فریاد ک...

نظر ۰ بازدید ۲۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

نقل است که در روزگاری نه چندان دور، کاروانی از تجار به همراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد. در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به ...

نظر ۰ بازدید ۲۰
گردآوری داستان کوتاه آموزنده

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

روزی در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، یک کارگر آلمانی کاری در سیبری پیدا می کند. او که می داند سانسورچی ها همه نامه هارا می خوانند، به دوستانش می گوید: بیایید یک رمز تع...

نظر ۰ بازدید ۱۸




۱۲۳




ساخت وبلاگ ساخت وبلاگ رایگان
ساخت وبلاگساخت وبلاگ حرفه ای رایگان
ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی